<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>اخبار اهل سنت ایران</title>
<link>http://sonnatnews.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 11 Jan 2009 10:23:20 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://sonnatnews.blogfa.com/post-86.aspx</link>
<description>بیانیه‌ شماره‌ دهم - سی‌ام آذر هشتاد و هفت - شورای مکتب قرآن کردستان&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;BR&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شماره : 10 &lt;BR&gt;تاریخ : 30/9/85&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مردم مسلمان و غیور کردستان: سلام علیکم!...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 11 Jan 2009 10:23:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sonnatnews&amp;postid=86</comments>
<dc:creator>sonnatnews</dc:creator>
<guid>http://sonnatnews.blogfa.com/post-86.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بیانیه های 10، 11 و 12 مکتب قرآن کردستان</title>
<link>http://sonnatnews.blogfa.com/post-85.aspx</link>
<description>بیانیه‌ شماره‌ دهم - سی‌ام آذر هشتاد و هفت - شورای مکتب قرآن کردستان&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;BR&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شماره : 10 &lt;BR&gt;تاریخ : 30/9/85&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مردم مسلمان و غیور کردستان: سلام علیکم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به رغم صراحت دلالت اصل دوازده قانون اساسی بر آزادی مذاهب اهل¬سنّت در انجام فعالیتهای مذهبی و به جای آوردن شعائر دینی طبق اصول اعتقادی مذهب خویش و به رغم تأکید اصل هشتم بر همگانی بودن وظیفه¬ی امر به معروف و نهی از منکر از سوی آحاد جامعه نسبت به هم و نسبت به حکومت و نیز بداهت اصل 23 قانون اساسی در خصوص ممنوعیت تفتیش عقاید و عدم تعرّض به شخص یا مؤاخذه¬ی وی به جهت داشتن عقیده¬ای خاص، و علیرغم گفته¬های شفاهی مسئولین حکومتی در رسانه¬های مختلف و تأکید آنها بر ایجاد وحدت و تفاهم میان مذاهب مختلف، باز شاهد ایجاد فشار و تنگنا برای اهل¬سنّت و فعالان مذهبی آن هستیم.&lt;BR&gt;در شرایطی که ملّتهای ایران با مذاهب و عقاید متفاوت و نگرشهای سیاسی و اجتماعی مختلف، بیش از هر زمان دیگری نیازمند تفاهم، همدلی و همگامی می¬باشند، و اوضاع اسفبار اجتماعی و اخلاقی، جوانان این مرزوبوم را هر روز به ورطه¬ی هلاکت و نابودی نزدیکتر می¬نماید، برخی مسئولین مدعی مردم سالاری دینی، برخلاف قوانین مدون کشوری آگاهانه این قوانین را زیرپا نهاده و پایبندی به این عقاید و تبلیغ آن را از سوی دلسوزان ملّت و مملکت، مورد بازخواست و پیگرد قرار می¬دهند.&lt;BR&gt;موارد تعرض به حقوق اهل¬سنّت و سلب آزادیهای فردی و جمعی آنها در طول سی سال گذشته، آنقدر زیاد است که بیان یکایک آنها از ظرفیت این مرقومه خارج است. به عنوان مثال می¬توان به موارد زیر اشاره کرد: &lt;BR&gt;اخراج اجباری ائمّه مساجد اهل¬سنّت در شهرها و روستاهای مناطق سنّی¬نشین و جلوگیری از فعّالیّت دینی آنان، غالباً به اتّهام واهی وهّابیّت، جلوگیری از نشرآزادانه کتب و نشریّات اهل¬سنّت، اهانت به مقدّسات آنان از تریبونهای رسمی و غیر رسمی از جمله توهین به ساحت پاک اصحاب بزرگوار پیامبر r به ویژه خلفای راشدین و همسران آن حضرت، چاپ و توزیع کتب متعدد ضد اهل سنّت، تعطیلی مساجد و مدارس علوم دینی و بعضاً تخریب آنها، بازداشت علما و فعّالان مذهبی و سیاسی و صدور احکام زندان و تبعید برای آنان، ایجاد فشار و تنگنای مالی و اقتصادی برای بسیاری از آنها با اخراج از کارهای اداری، و دهها مورد دیگر که شرح و بسط آن¬ها مثنوی هفتاد من خواهد شد. در ادامه این اقدامات تفرقه¬اندازانه و زیانبار برای این مملکت، اخیراً نیز مسئولین دادگستری استان کردستان در اقدامی کاملاً غیرقانونی، برادرمجاهد، آقای هاشم حسین¬پناهی مدیر دفتر شعبه اول دادگاه حقوقی شهرستان کامیاران را که از داعیان دلسوز اهل¬سنّت و عضو شورای رهبری حرکت دینی «مکتب قرآن کردستان» می¬باشد با اتهامات واهی و بی¬پایه و اساس تکراری از جمله: تبلیغ به نفع گروههای مخالف نظام، جرم شمردن عضویّت در حرکت دینی مکتب قرآن کردستان، ایجاد تفرقه میان شیعه و سنّی، تبلیغ به نفع فرقه¬ی وهّابیّت و عدم قیام هنگام پخش سرود جمهوری اسلامی ایران و... پس از 12 سال کار صادقانه در دادگستری اخراج کرده و به رغم دفاعیّات مستدلّ ایشان و اعتراض به رأی صادره، رأی مذکور از سوی مرجع تجدیدنظر در تهران تأیید شده است. &lt;BR&gt;ما مکتب قرآن کردستان، ضمن تقبیح و محکوم کردن این اقدام غیر قانونی، اعلام می¬داریم که این¬گونه تلاشهای متعصّبانه و اقدامات ناشیانه، راه به جایی نخواهد برد، و ملّت کرد و اهل¬سنّت ایران تا حصول حقوق حقّه و قانونی خود، بر مواضع اصولی و دینیشان پای فشرده و دوستداران و دلسوزان و رهبران صادق آنان، تحت هیچ شرایطی بر سر دین خدا و اعتماد مردم معامله نخواهند کرد، و هیچگاه تسلیم زور و فشار نخواهند شد، بلکه با اعتماد راسخ به حقّانیّت باورها و عقاید خود، علیرغم برخوردهای خصمانه و جاهلانه، راه درست خود را طی نموده و با امید به مدد الهی آنرا به سرانجام خواهند رساند.&lt;BR&gt;در پایان، حرکت مکتب قرآن کردستان، کلّیه¬ی مسئولین و دست¬اندرکاران حکومتی را به رعایت قانون تذکر داده و دعوت می¬نماید که بی¬تردید خیر و صلاح ملّت و کشور در آن خواهد بود. ایجاد فشار و تنگنا برای مردم و مجاهدان دلسوز آنان هیچگاه نتیجه¬ی بلند مدّت خوبی را عاید سر کوب¬گران نساخته است. آزموده را آزمودن خطاست! پس بهتر است همگان به منافع و مصلحت این ملّت و کشور چشم دوخته و آن را جلو پای مصالح غیر حقیقی مذهبی، حزبی و گروهی قربانی نکنیم، که چنین باور و اقداماتی جز به شکست و پشیمانی نخواهد انجامید. به امید پیروزی ایمـان و خرد بر خودپرستی و اوهام. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;والسّلام علی من اتّبع الحقّ و الهدی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از طرف شورای مکتب قرآن کردستان&lt;BR&gt;حسن امینی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;-----------&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بیانیه‌ شماره‌ یازده‌ - ششم دی ماه‌ هشتاد و هفت &lt;BR&gt;۶ دی ۱۳۸۷&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شماره 11&lt;BR&gt;6/10/87&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مردم مسلمان و فهیم کردستان و اهل سنت ایران!&lt;BR&gt;هر دم از این باغ بری می رسد              تازه تر از تازه تری می رسد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;باغِ« وحدت ملی و انسجام اسلامی» ! ، باغِ وحدت شیعه و سنی! باغِ «عدالت و مهرورزی» و باغِ چیدن ثمره ی شعارهای پرطمطراق « عدالت عمر را ، شجاعت علی را زنده کنیم دوباره» ! آری  به عنوان میوه ی تازه تر این باغها! دیروز پنج شنبه 5/10/87 ساعت یک بعد از ظهر در یک عملیات مسلحانه ی آدم ربایی در شهرستان جوانرود از توابع استان کرمانشاه، دو رهبر دینی طراز اول اهل سنت آن استان؛ آقایان ماموستا ملا حسین حسینی و ماموستا ملا سیف الله حسینی امامان مساجد حضرت حمزه سیدالشهداء و خاتم الانبیاء جوانرود و دو عضو شورای رهبری حرکت « مکتب قرآن کردستان » به همراه دو فرزند 10 و 24 ساله ی ماموستا حسین حسینی،   در مسیر حرکت به روستای علی آباد جوانرود، پس از ضرب و شتم و اهانت فراوان ربوده شدند.&lt;BR&gt;نامبردگان در منزل یکی از دوستانشان در روستای مذکور دعوت بوده و در حال حرکت به آنجا بودند، که دو خودرو با  8 نفر مامور لباس شخصی و مسلح، راه را بر آنان بسته و پس از واردنمودن خسارت زیادی به خودرو ماموستایان آیینی؛ فرزند ارشد ماموستا حسین به نام صلاح را به شدت مورد ضرب و جرح قرار داده وهمراه خود به کرمانشاه منتقل نمودند. لازم به ذکر است مامورین مسلح لباس شخصی که ظاهراً از مامورین اداره اطلاعات جوانرود و کرماشان بوده اند، ضمن توهین و بی احترامی به دو ماموستای نامبرده، آنان را به مکان نامعلومی انتقال داده و بازداشت نموده اند که از محل نگهداری و زندانی شدن آنها هنوز اطلاعی در دست نمی باشد.&lt;BR&gt;حرکت مکتب قرآن کردستان این آدم ربایی مسلحانه را به شدت تقبیح و محکوم نموده و ضمن تایید مواضع اصولی، دینی و قانونی اعضای ربوده شده ی شورای رهبری خود، خواستار توضیح مسئولین حکومتی ذیربط و جلوگیری از اقدامات نابخردانه و تفرقه افکنانه ی متعصبان مذهبی می باشد.&lt;BR&gt;باید گفت: چنین اقداماتی اهل سنت ایران را بیش از پیش، در پای فشردن بر عقاید و افکار صحیح دینی خود مصمم تر می نماید. و لذا حرکت مکتب قرآن کردستان نیز در راستای این عقاید و باورها، استوارتر از هر زمانی مسیر خود را ادامه داده و چنین اقدامات نابخردانه ای خللی بر ادامه ی راه دینیِ آن وارد نخواهد کرد . &lt;BR&gt;یادآور می شود: این حرکت، حق مسلم خود میداند که از طریق مجاری قانونی و سازمانهای مدافع حقوق بشر، جهت دفاع از اعضای ربوده شده ی خویش وهرگونه مظالمی دیگر ، اقدامات لازم را به عمل آورد.&lt;BR&gt;از طرف شورای رهبری « مکتب قرآن کردستان»&lt;BR&gt;                                                                                               حسن امینی &lt;BR&gt;          &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;--------------&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;بیانیه‌ شماره‌ دوازده‌هم- هفتم دی ماه‌ هشتاد و هفت &lt;BR&gt;۱۱ دی ۱۳۸۷&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;بسم الله الرحمن الرحیم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شماره: 12&lt;BR&gt;7/10/87&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من¬أصبح ولم یهتم بامورالمسلمین فلیس بمسلم: هر کس شب را به روز آورد در حالیکه به امور مسلمانان توجه نکند و اهتمام نورزد، آنکس مسلمان نیست.&lt;BR&gt;      با وجود چنین شرط روشنی از جانب پیامبر بزرگوار اسلام ـ ص ـ جهت قبولی ادّعای مسلمانی از یکسو، و این همه ستم و فشار بر مسلمانان، و کشتار و به خاک و خون کشیدن آنان از طرف دشمنان اسلام و بشریت از دیگر سوی، ، سکوت و بی تحرّکی و سر در لاک خود فرو بردن بسیاری از مسلمانان بویژه سران و مسئولان حکومت های آنان را چه اسمی میتوان برآن نهاد؟ و چگونه میشود در بین این دو قضیه توافق ایجاد نمود ؟ میدانیم هیچ مسلمانی نمیتواند در صدق ودرستی فرموده¬ی پیامبر تردید داشته باشد، پس آنچه در اینجا جای تامل است ضعف در مسلمان بودن این مدّعیان خواهد بود. افزون برآن قول رسول الله ـ ص ـ این مسئولان به حدیث روشن دیگری چون : &lt;BR&gt;« من رای منکم منکرًا فلیغیره بیده فان لم یستطع فبلسانه، فان لم یستطع فبقلبه و ذالک اضعف الایمان »چه پاسخی خواهند داد؟ &lt;BR&gt;      اینچنین بی پروا و بدون احساس حرج و تنگنا، یک مشت صهیونیست متعصّب و نژاد پرست مقابل دیدگان آنان، اضافه بر مظالم سالیان دراز گذشته، همین دیروز در یک چشم بهم زدن بیش از هزار نفر از مسلمانان فلسطین را قتل عام کرده و به خاک و خون ¬کشیدند.در حالی که دورادوروآنطرف تر آنان، دولت های عربی و اسلامی با آنهمه ثروت ومکنت، و ادّعا ¬ها¬ی پر طمطراق، قرار دارند و ماجرا را نظاره گر هستند!؟&lt;BR&gt;   لابد خواهند گفت: اینها «منکر» نمی باشند! و یا میگویند: «استطاعت » مقابله ودهن بازکردن و اعتراض نمودن را هم نداریم، چون دراینصورت عیش ونوش و آرامش مان بهم خورده و موقعیّت و جایگاه مان به خطر خواهد افتاد.غافل از اینکه بهم خوردن آرامش آن جهان، درباورمسلمانان، از نابودی و پایمال شدن جایگاه و شخصیت دراین جهان به مراتب سخت تر و مهمتر است .&lt;BR&gt;       مکتب قرآن کردستان ضمن تقبیح و محکوم کردن این اعمال وحشیانه و ضد انسانی صهیونیست ها و ابراز همدردی با ملّت مظلوم و تنهای فلسطین به ویژه مردم قهرمان غزّه، سکوت و ناکارآمدی حکومت های اسلامی و عربی ونیز مجامع و محافل حقوقی و بین المللی را محکوم نموده و قدرت&lt;BR&gt;های بزرگ و سازمانهای موثر جهانی را هم در این جنایات ضدّ بشری شریک می داند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;از طرف شورای مکتب قرآن کردستان&lt;BR&gt; حسن امینی&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 11 Jan 2009 10:16:36 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sonnatnews&amp;postid=85</comments>
<dc:creator>sonnatnews</dc:creator>
<guid>http://sonnatnews.blogfa.com/post-85.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>غدیر خم</title>
<link>http://sonnatnews.blogfa.com/post-84.aspx</link>
<description> قضیه‌ی «غدیر خم» از نگاه اهل سنت&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;سید مصطفی محمودیان-مهاباد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اشاره: در رابطه با قضیه‌ی غدیر خم هر سال در اواسط ماه ذی‌الحجه مسائل فراوانی نوشته و گفته می‌شود و چون این قضیه تا به حال فقط از دیدگاه اهل تشیع مطرح و بیان گردیده است همواره برای گروهی از عوام اهل سنت –حتی خواص فاقد مطالعه- ابهاماتی ایجاد، و سؤالاتی در پی داشته است بر این اساس لازم دانستم تحقیق مبتنی بر نظر برخی از علماء و نویسندگان اهل سنت را در این بابف تحریر و در اختیار خوانندگان قرار دهم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;منابع مربوط به چنین قضیه‌ای منحصر به کتاب‌های حدیث و تاریخ می‌باشد زیرا چنان که محرز و مسلم است نه در قرآن ذکری از آن رفته و نه پای شاهد عینی و علم غیب در میان است لذا متفکران اهل سنت با استفاده از دو منبع فوق قضیه‌ی غدیر خم را چنین تحلیل کرده‌اند: حضرت رسول اکرم (ص) در سال دهم هجری قبل از عزیمت به مکه به قصد حجةالوداع، و به رویات کتب تاریخ در ماه رمضان مصادف با فصل بهار، علی‌ابن ابی‌طالب(رض) را به مأموریتی به یمن فرستاد و اینک آراء و نظریات مؤرخین، مفسرین، محدثین و شارحان کتب حدیث درباره‌ی این مأموریت و پیامدهای آن، که در بعضی موارد مختلف ولی در اصل مطلب اتفاق نظر دارند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تاریخ‌نویس معروف ابن هشام در کتاب سیره‌ی خود چنین نگاشته است: رسول خدا (ص) علی‌ابن‌ابی‌طالب‌(رض) را به «نجران» (یکی از شهرهای یمن) فرستاد تا زکات و جزیه‌ی نصارای آن شهر را جمع‌آوری کرده و به نزد رسول خدا(ص) بیاورد زمان بازگشت علی(رض) از آنجا مصادف بود با عزیمت آن حضرت به مکه (برای حج)، از این رو علی(رض) نیز احرام بسته و برای دیدار رسول خدا(ص) پیش از همراهان خود به مکه آمد و آن حضرت را در حال احرام ملاقات کرد. این مورخ در ادامه می‌افزاید: هنگامی که علی‌(رض) از همراهان خود جدا شد مردی را به عنوان امیر بر آنها بگمارد. آن مرد پس از رفتن علی، به هر یک از لشکریان یک دست لباس از پارچه‌ای که به همراه خود آورده بودند داد و چون به نزدیکی مکه رسیدند علی برای استقبال از آنها از مکه بیرون آمد و مشاهده کرد که لباس‌ها را پوشیده‌اند از این جریان ناراحت شده و خطاب به آن امیر گفت: وای بر تو این چه کاری است که کرده‌ای؟ آن مرد پاسخ داد: خواستم هنگام ورود به مکه لباس نو و زیبا بر تن داشته باشند. علی گفت: وای بر تو! پیش از آن که به نزد رسول خدا(ص) برویم لباس‌ها را از تنشان بیرون بیاور! بدین ترتیب علی لباس‌ها را از آنها پس گرفت و به میان پارچه‌ها بازگرداند. این ماجرا سبب شد که لشکریان، از علی‌ابن‌ابی‌طالب به رسول خدا(ص) شکایت کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ابن اسحق از ابو سعید خدری روایت کرده است: چون مردم شکایت از علی‌بن‌ابی‌طالب را پیش از رسول خدا بردند، آن حضرت از میان ما برخواسته، خطبه‌ای ایراد فرمود (و به تعبیر امروزی به ایراد سخنرانی پرداخت) و از جمله شنیدم که فرمود: ای مردم از علی شکایت نکنید چرا که او درباره‌ی خدا (یا فرمود در راه خدا) سخت‌تر از آن است که کسی بتواند از او شاکی باشد. (یعنی کار او درست بوده و او کاری انجام نمی‌دهد که شکایت برانگیز باشد)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ابن هشام موضوع را بیش از این دنبال نکرده و ننوشته است که رسول اکرم (ص) این سخنرانی را به دفاع از علی در چه محلی ایراد فرمود و آنچه معلوم است این که این جریان بعد از اتمام مراسم حج بوده است، ولی با توجه به مجموع روایات وارده راجع به جریان علی و لشکریانش چنین پیداست که بیانات رسول گرامی(ص) در محلی به نام «غدیر خم» بوقوع پیوسته است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ابن خلدون با اشاره‌ی مختصر به مأموریت علی‌(رض) برای جمع‌آوری صدقات و جزیه‌ی مردم نجران و بازگشت و پیوستنش به رسول خدا(ص) در حجۀالوداع، از کنار قضیه گذشته و توضیح بیشتری نمی‌دهد.[1]&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;محمدرضا مسئول پیشین کتابخانه‌ی الازهر در کتاب «محمد رسول ‌الله» می‌نویسد: رسول خدا (ص) علی‌ابن ابی‌طالب را –همراه با سیصد نفر سواره نظام- در ماه رمضان سال دهم هجری که مصادف با فصل بهار و دسامبر سال (631م)، بود، در مأموریتی به یمن فرستاد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این مؤرخ در ادامه می‌افزاید: علی به میان آنان رفت و آنها را به اسلام دعوت کرد، ولی اسلام را نپذیرفتند و موضع گرفته، شروع به تیراندازی و سنگ‌پراکنی به سوی ایشان نمودند و مردی از قبیله‌ی «مذحج» از جمع آنان بیرون آمده و مسلمین را به مبارزه طلبید. اسود بن خزاعی به مصاف او رفت و او را کشت و وسایلش را به غنیمت گرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سپس علی در برابر آنان صف‌آرایی کرده، پرچم را به دست مسعود بن سنان سپرد و در جنگی که در میان آنان در گرفت بیست مرد از آنان را کشت و بعد از آن متفرق شده و شکست خوردند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علی مدت زمانی از تعقیب آنان خودداری کرد و بعد آنها را به اسلام دعوت نمود که این بار تبه سرعت اسلام را پذیرفتند و دسته‌ای از رؤسا و بزرگانشان، بر دین اسلام باعلی بیعت کردند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سرانجام علی‌(رض) غنایم جنگی را جمع‌آوری، وبه پنج قسمت تقسیم نمود و بر یکی از آنها نوشت: «سهم خدا» و برای تعیین خمس، قرعه انداخت و با اولین قرعه‌کشی سهم خدا «خمس» مشخص شد و بقیه غنیمت را در میان لشکریان تقسیم نمود و سپس به مکه برگشت و در آنجا رسول خدا را که برای حج آمده بود ملاقات کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در کتاب صحیح بخاری زیر عنوان «فرستادن علی ابن ابی طالب (رض) و خالد بن ولید (رض) به یمن قبل از حجةالوداع دو روایت به شرح زیر آمده است:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روایت اول: «از ابو اسحق روایت شده: از «براء» شنیدم که گفت: رسول خدا(ص) مرا با خالد بن ولید به یمن فرستاد و سپس علی را به جای خالد مأمور ساخت و به او فرمود: به همراهان خالد بگو؛ هر کدام از آنان مایل است با شما بماند و هر کس مایل به همراهی تو نیست به مدینه برگردد، براء گفته من جزو کسانی بودم که با علی ماندم و در این جنگ چنین اوقیه –واحدی در وزن برای 5/7 مثقال- طلا نصیب من شد.»&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روایت دوم که بعد از همین روایت آمده است: «بُرَیده می‌گوید: رسول خدا(ص) علی را به سوی خالد فرستاد تا خمس غنایم را از او دریافت کند، من نسبت به علی (به خاطر سهمی که به خود اختصاص داده بود) کینه در دل داشتم، لذا به خالد گفتم: نمی‌بینی علی چکار کرده است؟ وقتی به خدمت رسول خدا رسیدیم ماجرا را برایش باز گفتم. رسول خدا فرمود: ای بُرَیده آیا از علی متنفر هستی؟ عرض کردم: بله. فرمود علی را به خاطر آنچه می‌گویی مبغوض مدار! زیرا بیشتر از آنچه به خود اختصاص داده، از غنایم به او تعلق می‌گیرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علامه عینی شارح حدیث صحیح بخاری نوشته است: در روایت دیگری آمده که بُرَیده گفت: بعد از این فرموده‌ی حضرت رسول(ص)، آن چنان قانع شدم که هیچ احدی پیش من، محبوب‌تر از علی نبود شارح نامبرده به جای این فرموده دو روایت دیگر از رسول خدا نقل می‌کند که در جواب شکایت بُرَیده ایراد فرمود: یکی این که حضر در جواب بُرَیده فرمود: «لاتقع فی علی فانه منی و انا منه» از علی بدگویی نکن زیرا او از من و من از او هستم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روایت دیگر این که فرمود: «من کنت ولیه فعلی ولیه» کسی که من را دوست خود می‌پندارد علی را نیز باید دوست خود بداند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ابن کثیر در تاریخ «البدایة و النهایة» روایات متعددی در رابطه با این جریان ذکر کرده که برخی را صحیح و برخی را (غریب یا ضعیف و...) دانسته است، اما از مجموع روایات، می‌توان لب مطلب مورد بحث را بیرون کشید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این مورخ بزرگ قبل از اینکه به ذکر روایات بپردازد در مقدمه‌ای مختصر می‌گوید: رسول خدا(ص) در خطبه‌ای که در غدیر (استخر) خم، نزدیک جُحفه واقع در میان مکه و مدینه، ایراد فرمود، به تبرئه‌ی علی پرداخت، زیرا برخی از کسانی که در سرزمین یمن با او بودند، وی را در تقسیم غنایم –ستمکار و از روی بخل‌ورزی و حسادت- به بی‌عدالتی متهم کردند؛ در حالی که حق با علی بود و حضرت در روز یکشنبه، هیجدهم ماه ذی‌الحجة‌سخنرانی مهمی ایراد و مسائل فراوانی از جمله فضیلت، امانت‌داری و عدل علی و نزدیکی او به خودش را بیان فرمود و بدنی وسیله گمان‌های فراوانی را که در دل بسیاری از مردم جای گرفته بود برطرف کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شایان ذکر است که دو روایت از روایاتی که این مورخ آورده است همان دو روایاتی است که پیشتر از سیره‌ی ابن هشام نقل شد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در روایتی دیگر از ابن عباس نقل می‌کند که: بُرَیده گفت: با علی برا ی جهاد به یمن رفتم و در این سفر جفایی از علی مشاهده کردم؛ لذا زمانی که به خدمت رسول خدا بازگشتم بحث علی را به میان کشیده و عیب او را بیان کردم. متوجه شدم که چهره‌ی رسول خدا(ص) دگرگون شده و فرمود: ای بُرَیده مگر من، برای مسلمانان از خودشان سزاوارتر نیستم؟ گفتم چرا ای رسول خدا(ص). سپس گفت: «من کنت مولاه فعلی مولاه» هر که مرا دوست می‌پندارد، باید علی را هم دوست بدارد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در فرازی دیگر از براء ابن عازب نقل شده که: با رسول خدا(ص) از سفر حجةالوداع بر می‌گشتیم که حضرت در میانه‌ی راه از مرکب، فرود آمد و فرمان داد، نماز بخوانند، بعد از ادای نماز دست علی را گرفت و فرمود آیا من برای مؤمنان از خودشان، سزاوارتر نیستم؟ گفتند: چرا. فرمود: مگر من برای هر مسلمانی، از خود او بهتر نیستم؟ گفتند: چرا. سپس گفت: «فهذا ولی من انا مولا» پس این (علی) دوست و محبوب همه‌ی کسانی است که مرا دوست خود می‌دانند. (اللهم وال من والاه و عاد من عاداه). خداوندا با کسانی که با او موالات و دوستی برقرار می‌کنند دوست باش و با کسانی که با او به دشمنی می‌پردازند دشمنی کن.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عدی ابن ثابت از براء چنین نقل کرده است: در «حجةالوداع» با رسول خدا(ص) بودیم، هنگامی که به «غدیر خم» رسیدیم زیر دو درخت را برای رسول خدا(ص) تمیز کردند سپس دستور خواندن نماز صادر گردید رسول خدا علی را فراخواند، دست او را گرفت و در طرف راست خود ایستانید، بعد فرمود: آیا من برای هر فردی از خودش اولی و بهتر نیستم؟ گفتند: چرا. گفت: «فإن هذا مولی من أنا مولاه، الله وال من والاه و عاد من عاداه» پس این شخص (اشاره به علی) دوست و محبوب هر کسی است که من دوست و محبوب او هستم. پرودگارا... .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در پایان این روایت آمده است: هنگامی که عمر بن خطاب(رض) به علی رسید این تبرئه و رسیدن به مقام دوستی برای هر مسلمانی را به او شادباش و تبریک گفت. قابل ذکر است که برخی از راویان این روایت را ضعیف تلقی کرده‌اند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رواتی دیگر اینکه: زید بن ارقم می‌گوید: با رسول خدا‌(ص) در منزلی پیاده شدیم که به آن «ودای خُم» -دره‌ی خُم- می‌گفتند. رسول خدا (ص)، دستور برپایی نماز را داد و نماز را در گرمای نیمروز ادا نمود و بعد زیر سایه‌ای که با انداختن پارچه یا لباس بر روی درختی، ایجاد کرد بودند، قرار گرفته و به سخنرانی پرداخت و فرمود: مگر چنین نیست که من برای هر مسلمانی از خود او سزاوارتر و بهتر هستم؟ تا آخر روایت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عایشه دختر سعد به نقل از پدرش روایت کرده که رسول خدا(ص) روز جُحفه (منطقه‌ای که غدیر خم در نزدیکی آن واقع است.) در حالی که دست علی را گرفته بود، به سخنرانی پرداخت و فرمود: ای مردم می‌دانید که من دوست و یاور شما هستم، عرض کردند: راست می‌گویی. سپس دست علی را بلند کرده و فرمود: «هذا ولیی و المودی عنی و إن الله موالی من والاه و معادی من عاداه» این شخص دوست من و اداکننده از جانب من است و خداوند دوست و یاور کسانی است که او را دوست دارند و دشمن کسانی است که با او به دشمنی روی می‌آورند. در آخر گفته این حدیث حسن و غریب است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امام ذهبی راجع به این روایت گفته: اول حدیث، متواتر است و یقین دارم که رسول خدا(ص) آن را بر زبان آورده است و اما بخش آخر، که نقل کرده‌اند: «اللهم وال من والاه» تا آخرف متواتر نیست با آن که سند آن قوی است. و قسم به خدا آیه‌ی «الیوم اکملت لکم دینکم» جز در روز عرفه، چند روز پیش از ماجرای غدیر خم نازل شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شیخ ابن حجر هیتمی در کتاب «الصواعق المحرقة» متن روایت را چنین آورده است: «... الست اولی بکم من انفسکم (ثلاثا)؟ قالوا: بلی. ثم رفع ید علی و قال: من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، فأحب من أحبه و أبغض من إبغضه و انصر من نصره، و اخذل من خذله و أدر الحق معه حیث دار» آیا من بهتر و سزاوارتر از شما برای خودتان نیستم؟ (سه مرتبه این عبارت را تکرار نمود) سپس دست علی را بلند کرد و فرمود: هر کس من مولای او هستم، علی نیز مولای اوست. پروردگارا یار و یاور کسانی باش که یار و یاور علی هستند و با کسانی که با علی دشمنی می‌ورزند دشمنی کن و کسانی که علی را دوست می‌دارند دوست بدار و کسانی را که نسبت به علی کینه و بغض در دل می‌گیرند مبغوض بدار و کسانی را که علی را یاری می‌دهند یاری بده و کسانی را که از یاری وی دست برمی‌دارند، رها کن و علی هر کجا باشد حق را همراه او کن.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شیخ پس از این که نظر و برداشت برادران شیعه را از روایت نقل و حدیث را از نظر اخراج سند بیان می‌نماید به نقد برداشت اهل تشیع پرداخته و آن را به دلایل زیر رد م‌نماید:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;1. اهل تشیع اتفاق نظر دارند بر این که حدیث مورد استناد برای امامت باید متواتر باشد، (حدیث متواتر، حدیثی است که در هر دوره جمعی آن را نقل کرده باشند که احتمال تبانی آنان برای جعل حدیث محال باشد) در حالی که جمعی از امامان حدیث از جمله او داود سجستانی، ابوحاتم الرازی و غیره این حدیث را نپذیرفته‌اند، پس چگونه، برای اثبات امامت علی به این حدیث استناد می‌نمایند در حالی که متواتر نیست؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;2. کلمه‌ی «مولا» به معنی «امام» پیشوا و «خلیفه» جانشین، نه در لغت و نه در اصطلاح شرع نیامده است و باید آن را در این عبارت به معنی یاور و دوست گرفت. زیا مولا دارای معانی متعددی است از جمله: (معتق) سید آزاد کننده، (عتیق) برده‌ی آزاد شده، (متصرف) تصرف‌کننده ، (ناصر) و (محبوب). و نمی‌توان آنرا بر همه‌ی معانی حمل کرد چون بعضی از معناهای آن از جمله عتیق و معتق با هم متضاد هستند و نیز تعیین یکی از معانی بدون دلیل قابل قبول نیست و چون در دنباله‌ی روایت بحث از حب و بغض شده و در بعضی روایات «من کنت ولیه...» که ولی به معنی دوست است، آمده باید مولا را به معنی دوست و یاور گرفت. (خاصه این که حضرت رسول خواسته است با این بیان علی را از اتهامات وارد شده تبرئه کرده و دوستی و محبت از بین‌رفته را به دلیل تهمت‌زنندگان باز گرداند و آنان را از تاریکستان بغض و عداوت، به‌روز روشن دوستی و ولایت منتقل نماید.)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;3. اگر فرضاً و بدون توجه به فرهنگ لغات و اصطلاحات شرعی کلمه‌ی (مولی) را به معنی امام یا خلیفه، بگیریم، چه لزومی دارد آن را بر امامت بدون فصل حمل کنیم، در حالی که می‌توان آن را بر مآل و امامت در آینده و آن هنگام که علی(رض) به عنوان خلیفه انتخاب شد، حمل کرد و در این صورت، روایت، اولویت ایشان در آن زمان را می‌رساند و هیچ دلیلی نه در این نص و نه در هیچ جای دیگر بر امام بلافصل بودن او وجود ندارد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;4. اگر این فرموده نص است در امامت بلافصل علی(رض) چرا نه او، نه عباس عمویش و نه غیر آنان، در سه دوره انتخابات خلفای سه‌گانه که نیاز شدیدی به استدلال به چنین نصی داشتند، به آن استدلال ننموده و تا دوره‌ی خلافت خودش بحثی از این نص به میان نیاوردند؟! این در حالی است که خود علی می‌گوید: هیچ نصی راجع به خلافت، برای هیچ احدی نه او و نه غیر او نرسیده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;5. اگر پیغمبر گرامی(ص)، می‌خواست خلیفه و جانشین خود را تعیین نماید، چرا صراحتاً نفرمود: «هذا الخلیفة بعدی» این جانشین بعد از من است و چرا کلمه‌ی مولی را با این‌همه معانی متعدد و ابهام‌آور به کار برد؟! (در حالی که رسول خدا(ص) مأمور به بلاغ مبین است نه بلاغ ابهام‌آور؟)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;6. به طریق مختلف از علی روایت شده که به عرض رسول خدا(ص) رسانده شد: چه کسی را (بعد از تو) امیر خود سازیم؟ فرمود: اگر ابوبکر را فرمانروای خود کنید، شخصی است امین، زاهد در دنیا و راغب در آخرت، اگر عمر را فرمانروا سازید، فردی است توانا، امانت‌دار و در راه خدا از سرزنش هیچ سرزنش‌کننده‌ای هراسی ندارد و اگر علی را امیر خود کنید –ومعتقد نیستم که این کار را بکنید- او را هادی و مهدی می‌یابید و شما را به راه راست هدایت می‌کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;7. در روایتی دیگر آمده که به علی (در زمانی که خلیفه بود) گفتند: کسی را جانشین خودت قرار بده! فرمود: این کار نمی‌کنم و شما را بر حالتی رها می‌کنم که رسول خدا(ص) با آن حالت شما را رها کرد. اضافه می‌کنم اگر پیغمبر گرامی(ص) قصد تعیین جانشین داشتند چرا مطلب را به هنگام سخنرانی در عرفات و در حضور این جمعیت فراوان، اعلام نکرد و آن را به (غدیر خم) و به میان جمعیت به مراتب کمتر موکول نمود؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ابو عبدالله ذهبی در کتاب «المنتقی من منهاج السنّة النبویة» صدر حدیث را به ترمذی و امام احمد نسبت داده ولی دنباله‌ی آن را که می‌گوید «اللهم وال من والاه...» دروغ و جعل، می‌پندارد و در ادامه می‌نویسد: «ما می‌گوییم چنانچه پیغمبر(ص) در روز غدیر چنین عبارتی را بر زبان آورده باشد، قطعاً منظور ایشان خلافت علی نبوده است، چون در عبارت حدیث چیز یافت نمی‌شود که به ظاهر بر مطلبی با این اهمیت باید با بیان آشکار «انما ولیکم الله و رسوله الذین آمنوا...» ولی شما، خدا رسول خدا و مؤمنان هستند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و نیز فرموده است: «ایمان داران اولیای خدا هستند و مؤمنین اولیای یکدیگرند» پس «موالات» در نص پیامبر ضد «معادات» و دشمنی است. (یعنی به معنی دوستی است) و موالات امری است دو طرفه هر چند یکی از دو طرف موالات، (خدا)، بزرگتر بوده و ولایتش جنبه‌ی احسان و تفضل دارد و موالات طرف دیگر (بنده) دارای جنبه‌ی طاعت و عبادت است. پس منظور از این سخن که خدا ولی و مولای مؤمنین است ویا پیغمبر(ص) ولی و مولای آنان است و یا این که علی مولای تمام کسانی است که پیغمبر را مولای خود می‌دانند، موالاتی به معنای مقابل معادات، (دشمنی) است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از طرفی دیگر، مؤمنین نیز به همین معنی ولی خدا و رسولش هستند و این حکم برای هر مؤمنی ثابت است. پس معنای نص چنین است: علی یکی از بزرگان ایمانداران و دوست آنان بوده و آنان نیز دوست او هستند ودر واقع این نص ردی است بر خوارج و نواصب و دلیل بر این نیست که مؤمنان به جز علی مولایی ندارند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بحث و بیان پیرامون ماجرا و نص «غدیر خم» فراوان بوده و آنچه نوشته شده گوشه‌ای است از آنچه می‌توان در این زمینه نگاشت و در پایان به طور خلاصه به عرض خوانندگان حق‌جو می‌رساند که ما ارادتمندان و مخلصان یاران رسول خدا(ص)، صرف نظر از هر دلیلی معتقدیم که با توجه به این دلایل که علی(رض) این صحابی بزرگ، شجیع و مخلص، مدت (25) سال پشت‌سر خلفای پیش از خودش نماز خواند، و در حکومت آنها مسؤلیت‌های اداری و اجرایی را پذیرفت و با آنان کمال محبت و همکاری داشت، یکی از دخترانش را به عقد ازدواج عمر بن الخطاب (رض) درآورد، دو تا از پسرانش را یکی از همسرش (لیلی دختر مسعود) و دیگری از همسرش (صهباء) به ترتیب، ابوبکر و عمر نام نهاد که جزو شهدای کربلا می‌باشند، حدیث غدیر به هیچ‌وجه، مربوط به انتصاب او به عنوان خلیفه بلافصل نبوده و گرنه تاریخ اسلام طوری دیگر رقم می‌خورد و ره به جایی دیگر می‌برد. صلوات و رحمت و برکات خدا بر همه‌ی یاران باوفای رسول خدا(ص) و پیروان مخلصشان باد. آمین!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;منابع:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;1. سیره‌ی ابن هشام&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;2. محمد رسول‌الله تألیف محمد رضا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;3. عمدة القاری شرح صحیح بخاری&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;4. البدایة و النهایة لابن کثیر&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;5. الصواعق المحرقة لشیخ ابن حجر الهیتمی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;--------------------------------------------------------------------------------&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;[1] - ترجمه‌ی فارسی مقدمه‌ی ابن خلدون.&lt;BR&gt; &lt;BR&gt; منبع: سایت جماعت دعوت و اصلاح &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 17 Dec 2008 06:35:07 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sonnatnews&amp;postid=84</comments>
<dc:creator>sonnatnews</dc:creator>
<guid>http://sonnatnews.blogfa.com/post-84.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مسابقه‌ی بزرگ تجلی امامت در پرتو غدیر </title>
<link>http://sonnatnews.blogfa.com/post-83.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کیله شین:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روزنامه اطلاعات که زیر نظر مسئولان بلندپایه‌ی ایران اداره می شود در  روز شنبه 27 مهر 1387، 18 شوال 1429، 18 اکتبر 2008، شماره24315 صفحه‌ی ۲۱ مسابقه‌ای را از طرف مسجد جامع غدیرخم تهران(ضرابخانه) تحت عنوان«مسابقه‌ی بزرگ تجلی امامت در پرتو غدیر »به چاپ رساند که شاید در این چند سال اخیر وقیحانه‌ترین توهین مستقیم و آشکار به صحابه‌ی بزرگوار (رض) در یک روزنامه‌ی رسمی و دولتی کشوراست. این در حالی است که در چند روز اخیر آقایان ولایتی و محتشمی‌پور در دیدار با دکتر یوسف قرضاوی از احترام و ارادت مقام رهبری به صحابه‌ی بزرگوار و امهات المومنین سخن گفته بودند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i35.tinypic.com/33vc3m1.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جهت دریافت مسابقه‌ی سراسر اهانت به‌ صحابه‌ی کرام(رض)&quot;تجلی امامت در پرتو غدیر&quot; &lt;A href=&quot;http://www.masjedeghadirekhom.ir/mosabeghe/partov_ghadir.pdf&quot; target=_blank&gt;اینجا&lt;/A&gt; (فایل PDF)را کلیک کنید &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;منبع:http://kilashin.blogfa.com&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 29 Oct 2008 17:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sonnatnews&amp;postid=83</comments>
<dc:creator>sonnatnews</dc:creator>
<guid>http://sonnatnews.blogfa.com/post-83.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>العلامة الدكتور يوسف القرضاوي </title>
<link>http://sonnatnews.blogfa.com/post-82.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;العلامة الدكتور يوسف القرضاوي &lt;BR&gt; &lt;BR&gt;   &lt;A href=&quot;http://www.iumsonline.net/&quot;&gt;http://www.iumsonline.net&lt;/A&gt;&lt;BR&gt; &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 170px; HEIGHT: 200px&quot; alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.iumsonline.net/articls/2004/01/images/Q.jpg&quot; align=left border=0&gt;&lt;BR&gt;الدكتور يوسف القرضاوي&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;معلومات عن حياة فضيلة الشيخ القرضاوي &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جهود فضيلة الشيخ القرضاوي في سبيل الإسلام والمسلمين &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;(1) مجال التأليف العلمي &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;(2) مجال الدعوة والتوجيه &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;(3) مجال الفقه والفتوى &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;(4) مجال المؤتمرات والندوات &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;(5) مجال الزيارات والمحاضرات &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;(6) مجال المشاركة في عضوية المجالس والمؤسسات &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;(7) مجال الاقتصاد الإسلامي &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;(8) مجال العمل الاجتماعي &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;(9) مجال ترشيد الصحوة &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;(10)مجال العمل الحركي والجهادي &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;أولاً: معلومات عن حياة الشيخ القرضاوي&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نشأته ومؤهلاته:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ولد الدكتور/ يوسف القرضاوي في إحدى قرى جمهورية مصر العربية، قرية صفت تراب مركز المحلة الكبرى، محافظة الغربية، وهي قرية عريقة دفن فيها آخر الصحابة موتاً بمصر، وهو عبد الله بن الحارث بن جزء الزبيدي، كما نص الحافظ بن حجر وغيره، وكان مولد القرضاوي فيها في 9/9/1926م وأتم حفظ القرآن الكريم، وأتقن أحكام تجويده، وهو دون العاشرة من عمره...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 17 Oct 2008 08:02:00 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sonnatnews&amp;postid=82</comments>
<dc:creator>sonnatnews</dc:creator>
<guid>http://sonnatnews.blogfa.com/post-82.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>درباره بیانات اخیر دکتر قرضاوی...</title>
<link>http://sonnatnews.blogfa.com/post-81.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=5&gt;آیا سخنان دکتر قرضاوی تفرقه انگیز است&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=5&gt;یا پایمال نمودن حقوق اهل سنت در ایران؟!&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;       &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;منبع: &lt;A href=&quot;http://ebrahimmardokhi.blogfa.com&quot;&gt;ebrahimmardokhi.blogfa.com&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ابراهیم مردوخی - مریوان&lt;BR&gt;14/7/87    &lt;BR&gt;                                               &lt;BR&gt;همچنانکه  مستحضر هستید روزنامه &quot;المصری الیوم&quot; مصاحبه ای که با استاد دکتر قرضاوی انجام داده بود را منتشر ساخت و  استاد قرضاوی در آن مصاحبه، ضمن پاسخ، در رابطه با شیعه و مذهبشان گفته بود: &lt;BR&gt;&quot;من همانند تندروها آن ها را تکفیر نمی کنم و معتقدم آن ها مسلمان هستند اما آن ها را مبتدع میدانم و قبلا ایشان را از دو امر خطیر برحذر داشته ام، که بسیاری از اهل تشیع به آن می پردازند، اولی : لعن وسب صحابه رسول و دومی تلاش در گسترش و نشر مذهب شیعه در بین اهل سنت. مخصوصا دراین راستا نیرو های آزموده وثروت های  کلان میلیونی بلکه میلیاردی اختصاص داده اند. &quot;&lt;BR&gt;خبرگزاری( مهر) ایران در مورخه  13 رمضان  1429مطابق با 13/6/ 1387 دراین رابطه تهاجم شدیدی را علیه استاد قرضاوی راه انداخت و  تحت عنوان :&quot; قرضاوی و سخنان فرقه گرایانه اش&quot; الفاظ و عباراتی را از این قبیل به رشته تحریر درآورد بود:&lt;BR&gt;&quot; این سخنان را قبلا کشیش ها می گفتند و قرضاوی به نمایندگی از طرف یهودیت و فراماسونها به  این سخنان می پردازد و  او با چنین  اظهاراتی به فرقه گرایی های دوران جاهلیت بر می گردد . واز سخنانش نفاق و دروغ پردازی می درخشد &quot;  &lt;BR&gt;خبرگزاری مذبوردر این رابطه،  کنترل خود را از دست داده و از هرگونه اتهام و بر چسب های غیر اخلاقی و بی اساس دریغ نورزیده بود که الحق چنین برخورد و عملکردی در شأن یک خبرگزاری نیست  و با حرفه مقدس خبرنگاری درتضاد کامل میباشد.&lt;BR&gt;از همه این ها عجیب تر وغیرمنتظره تر،  اظهارات آیت الله محمد علی تسخیری و شیخ محمدحسین فضل الله ... &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 05 Oct 2008 19:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sonnatnews&amp;postid=81</comments>
<dc:creator>sonnatnews</dc:creator>
<guid>http://sonnatnews.blogfa.com/post-81.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بیانیه دکتر یوسف قرضاوی در مورد دیدگاه وی نسبت به شیعه و پاسخ به آیت الله تسخیری</title>
<link>http://sonnatnews.blogfa.com/post-80.aspx</link>
<description>روز چهار شنبه 17 رمضان 1429 ه.ق رئیس اتحادیه جهانی علمای اسلامی ، بیانیه ای با عنوان (( بیانٌ لِلنّاس )) صادر نمود که بیان دیدگاه وی نسبت به شیعه و همچنین پاسخی به خبر گزاری مهر در ایران می باشد ، ردّیه ای نیز بر سخنان شیخ فضل الله و آیت الله تسخیری آمده است ، بخشی از پیام ایشان به این شرح می باشد : &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; - منبع نوگرا &lt;A href=&quot;http://www.eslahe.com&quot;&gt;http://www.eslahe.com&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خبر گزاری مهر (ایران ) در 13 رمضان 1429 ه.ق برابر با 13 سبتامبر 2008 م تهاجم شدیدی را بر علیه بنده به راه انداخت ، که با تاسف فراوان ، سخنانی را منتشر کرد که نه تنها تجاوز از حدود بود بلکه در شأن یک خبر گزاری نبود .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علت این امر انتشار مصاحبه بنده با روزنامه مصری ( المصری الیوم ) بود که در آن مطالبی را در مورد مذهب شیعه بیان کرده بودم . در آنجا گفته بودم که : من همانند بعضی از تند رو ها ( افراطی ها ) آنها را تکفیر نمی کنم و معتقدم که آنها مسلمان هستند اما آنان را بدعت گزار می دانم ، همچنین به دو مسأله مهم که بسیاری از شیعه به آن می پردازند ، اشاره کردم : اولی ، لعن و نفرین صحابه و دومی ، تلاش در گسترش و نشر مذهب شیعه در بین اهل سنت . و به ویژه اینکه در راستای نشر مذهب ، نیروهای تربیت یافته و ثروتهای عظیم  میلیونی و بلکه میلیاردی ، تخصیص داده اند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در نزد ما( اهل سنت ) هیچ مانع و دفاعی در مقابل این هجمه وجود ندارد . ما علمای اهل سنت مردم را به هیچ سلاح باز دارنده و محافظی مسلح نکرده ایم ، زیرا ما بر حسب عادت ، و با وجود آگاهی کامل ، به خاطر ترس از انتشار فتنه در حفظ وحدت اسلامی از ورود به این مسائل اجتناب می ورزیم . این مصاحبه را که خبرگزاری مهر انتشار داد ، خود عامل جنون خبر گزاری و خروج آن از مسیر عقل و خرد شد و از چپ و راست شروع به سنگ پرانی به سوی بنده نمود .نسبت به این مسأله علامه آیت الله محمد حسین فضل الله سخنان عجیبی را بیان کردند که بنده را بیش از اندازه متحیّر نمود و شگفت زده شدم که چنین سخنانی از طرف شخصی همچون ایشان صادر شود و عجیب تر از ایشان سخنان آیت الله محمد علی تسخیری ، معاون بنده در اتحادیه جهانی علمای اسلام بود ...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 26 Sep 2008 20:58:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sonnatnews&amp;postid=80</comments>
<dc:creator>sonnatnews</dc:creator>
<guid>http://sonnatnews.blogfa.com/post-80.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>همایش</title>
<link>http://sonnatnews.blogfa.com/post-79.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فراخوان مقاله&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=5&gt;همایش بررسی سیره آثار و افکار امام شافعی(رض)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به منظور بررسی و تبیین ابعاد شخصیت علمی و اندیشه ،ابتکارات و خدمات ارزنده و ماندگار امام ابوادریس شافعی(رض) در احیای تفکر اسلامی، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان جوانرود در نظر دارد با همکاری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمانشاه همایش بررسی سیره و آثار و افکار امام شافعی (رض) را با حضور فضلا، اندیشمندان و محققان در موضوع های زیر برگزار نماید.&lt;BR&gt;از کلیه محققین، پژوهشگران، صاحب نظران و علاقه مندان دعوت می شود که با راسال مقالات خود به غنای علمی این همایش بیفزایند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;         موضوعات و محورهای مقالات:&lt;BR&gt;1- زندگانی امام شافعی از جهات فردی، اخلاقی و علمی.&lt;BR&gt;2- امام شافعی(رض)و دوره اجتهاد در مذهب&lt;BR&gt;3- نبوغ اخلاقی و سیره امام شافعی&lt;BR&gt;4- اعتقادات کلامی امام شافعی&lt;BR&gt;5- آثار و تالیفات امام شافعی&lt;BR&gt;6- گستره جغرافیایی پیروی از مذهب امام شاعی و دلایل و مستندات آن&lt;BR&gt;7- شیوه شناساندن افکار امام شافعی به نسل جوان&lt;BR&gt;8- نقش امام شافعی در اتحاد و نزدیکی مذاهب&lt;BR&gt;9- عوامل بقای مذهب ا مام شافعی تاعصر حاضر&lt;BR&gt;10- بررسی دلایل گسترش مذهب امام شافعی(رض) در ایران&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;          نحوه ارسال مقالات:&lt;BR&gt;اصل و چکیده مقالات به صورت تایپ شده تا تاریخ(25/7/87) به دبیرخانه اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان جوانرود ارسال شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آدرس: کرمانشاه- جوانرود-خیابان فرهنگیان- ادراه فرهنگ و ارشاد.&lt;BR&gt;کد پستی 6798119187 تلفن:8326222632--فاکس:08326222633&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 15 Sep 2008 20:54:26 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sonnatnews&amp;postid=79</comments>
<dc:creator>sonnatnews</dc:creator>
<guid>http://sonnatnews.blogfa.com/post-79.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ور کنی تکذیب اصحاب رسول ...  قول پیغامبر نکردستی قبول</title>
<link>http://sonnatnews.blogfa.com/post-78.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در صفحه 77 کتاب &quot;منطق الطیر&quot; عطار نیشابوری ( به اهتمام دکتر احمد رنجبر، چاپ سوم1370، انتشارات اساطیر) چنین آمده است:&lt;BR&gt;ای گرفتار تعصّب مانده ای   دایماً در بغض و، در حُبّ مانده ای&lt;BR&gt;گر تو لاف از عقل و، از لُب می زنی  پس چرا دم، در تعصّب می زنی&lt;BR&gt;در خلافت نیست میل ای بی خبر  میل کی آید ز بوبکر  و، عمر&lt;BR&gt;میل اگر بودی در آن دو مقتدا   هر دو کردندی پسر را، پیشوا&lt;BR&gt;هر دو گر بردند حق از حق وران   منع واجب آمدی بر دیگران&lt;BR&gt;منع را گر ناپدیدار آمدند   ترک واجب را، روا دار آمدند&lt;BR&gt;گر نمی آمد کسی در منع یار   جمله را تکذیب کن با اختیار&lt;BR&gt;ور کنی تکذیب اصحاب رسول    قول پیغامبر نکردستی قبول&lt;BR&gt;گفت هر یاریم نجمی روشن است  بهترینِ قرنها، قَرنِ منست&lt;BR&gt;بهترینِ خَلق، یاران منند   اقربا و، دوستداران منند &lt;BR&gt;بهترین، چون نزد تو باشد بَتَر   کی توان گفتن تو را صاحب نظر&lt;BR&gt;کی روا داری که اصحاب رسول   مردِ ناحق را کنند از جان قبول&lt;BR&gt;تا نشانندش به جای مصطفا   بر صحابه نیست این باطل روا&lt;BR&gt;بل هر آنچه اصحاب پیغمبر کنند   حق کنند و، لایق حق ور کنند&lt;BR&gt;اختیار جمله را گر نیست یار   اختیار جمع قرآن پس خطاست&lt;BR&gt;تا کنی معزول یک تن را ز کار   می کنی تکذیبِ سیّ و سه هزار&lt;BR&gt;آنکه کاری جز به حق یکدم نکرد   تا به زانوبند اشتر، کم نکرد&lt;BR&gt;او چو چندینی درآویزد به کار   حق ز حق‌ور کی برد، این ظن مدار&lt;BR&gt;میل در صدیق اگر جایز بُدی   در اقیلونی کجا هرگز بُدی&lt;BR&gt;در عُمَر گر میل بودی ذره ای   کی پسر کُشتی به زخم دره ای&lt;BR&gt;دایماً صدیق مرد راه بود   فارغ از کلّ، لازم درگاه بود&lt;BR&gt;مال نفقه کرد و، جان بر سر نثار   ظلم نکند این چنین کس، شرم دار&lt;BR&gt;پاک از قشر روایت بود او   زانکه خود مغز درایت بود او&lt;BR&gt;آنکه بر منبر ادب دارد نگاه    خواجه را بنشاند او، بر جایگاه&lt;BR&gt;چون ببیند آن همه در پیش و پس  نا حق او را کی تواند گفت کس؟!&lt;BR&gt;باز، فاروقی که عدلش بود کار   گاه می زد خشت و، گه می کند خار&lt;BR&gt;با دِرمَنه شهر را درخواستی   می شدی در شهر و، ره می خواستی&lt;BR&gt;بود هر روزی درین حبسِ قفس   هفت لقمه نان طعام او را و، بس&lt;BR&gt;سرکه بودی با نمک در خوان او   نه ز بیت المال بودی نانِ او&lt;BR&gt;ریگ بودی گر بخفتی، بسترش   دِرّه بودی بالش زیر سرش&lt;BR&gt;برگرفتی همچو سقّا مشک آب   پیرزن را آب بردی وقت خواب&lt;BR&gt;شب برفتی، دل ز خود برداشتی   جملة شب پاس لشکر داشتی&lt;BR&gt;با حُذیفه گفت ای صاحب نظر   هیچ می بینی نفاقی در عمر&lt;BR&gt;کو کسی کو عیب من در روی من  میل نکند، تحفه آرد سوی من&lt;BR&gt;گر خلافت بر خطا می داشت او   هفده من دلقی چرا می داشت او&lt;BR&gt;چون نه جامه دست دادش نه گلیم   بر مرقع دوخت ده پاره ادیم&lt;BR&gt;آنکه گاهی خشت و، گاهی گِل کشد  این چنین سختی نه بر باطل کشد&lt;BR&gt;آنکه زین سان شاهی خیلی کند   نیست ممکن کو به کس میلی کند&lt;BR&gt;گر خلافت از هوا می راندی   خویش را بر سلطنت بنشاندی&lt;BR&gt;شهرهای منکران بر جام او   شد تهی از کفر در ایام او&lt;BR&gt;گر تعصب می کنی از بهر این   نیست انصافت بمیر از قهر این&lt;BR&gt;او بمرد از زهر و، تو از قهر او   چند میری گر نخوردی زهر او&lt;BR&gt;نی مکن ای جاهل ناحق شناس   از خلافت خواجگی خود قیاس&lt;BR&gt;بر تو گر این خواجگی آید به سر   زین غمت صد آتش افتد در جگر&lt;BR&gt;گر کسی زیشان خلافت بستدی   عهدة صد گونه آفت بستدی&lt;BR&gt;نیست آسان تا که جان در تن بود   عهدة خلقی که در گردن بود&lt;BR&gt;***&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 15 Apr 2008 14:33:19 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sonnatnews&amp;postid=78</comments>
<dc:creator>sonnatnews</dc:creator>
<guid>http://sonnatnews.blogfa.com/post-78.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هفته چهارم فروردین1387</title>
<link>http://sonnatnews.blogfa.com/post-77.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;۲۴ - ۳۰ فروردین ۱۳۸۷ &lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;* ۲۴ فروردين - استان كردستان - سنندج: دستگيري ماموستا حسین ملکی امام جماعت روستای میره‌کی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;*...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 14 Apr 2008 13:20:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sonnatnews&amp;postid=77</comments>
<dc:creator>sonnatnews</dc:creator>
<guid>http://sonnatnews.blogfa.com/post-77.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
